دریغا که بی راهه ها راه بود
نمیدونم چرا از این حرف دکتر شریعتی خیلی خوشم میاد (حرفهایی است برای نگفتن و ارزش عمیق هرکس به اندازه ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد)
ای خدای بزرگ! تو چه باشی و چه نباشی من اکنون سخت به تو نیازمندم. به این نیازمندم که تو باشی
جوانی ام برده شد با باد
ای عمر گذاشته سر راه
.
تا یتیم زمان شدم
نمیدانم چه کسی
وقتهایم را میدزدد
.
زمان میوزد با باد
از باد لرزشی میمیند بر دست
.ناگاه دیدی؟
نخ دندان
چه زود میان موهایم جا ماند
ای دختران اغوشهای رفته
ای دختران دستهای نابینا
گیسوانتان را در پی چه به باد داده اید؟
گیاهان وجودتان را در اغوش های که جا گذاشته اید؟
میدانم
میدانید
شما مادران این دردهای به جا مانده اید. . .